حراج!

اندازه گیری عملکرد شخصی

تومان5,000 تومان0

توضیحات

عملکرد هر شرکتی یا هر فردی را می توان با واحدهای مختلفی اندازه گیری کرد. من برای سنجش عملکرد خودم، واحد هفته استفاده می کنم.

هفته نه آن قدر کوتاه است که با یک حال نداشتن و روی موود نبودن من نابود شود و نه آن قدر بلند است که نتایج آن را وقتی بدانم که ارزش خود را از دست داده باشند. برای همین من عملکردم را روزانه اندازه گیری نمی کنم، چون اگر در روزی، کارها به هر دلیلی آن طوری که انتظار دارم پیش نرود، شب که می خواهم بخوابم به جای این که به فردا فکر کنم، باید مشغول سر و کله زدن با امروزی که گذشته باشم و بر تمام اتفاقات یا به خودم لعنت بفرستم که چرا کارها پیش نرفته اند؟! اگر هم بخواهم ماهانه عملکردم را اندازه گیری کنم، باید سی روز بگذرد و این زمانی است که من در آن می توانم در عواملی که مانع از انجام فعالیت هایم شده، تغییر ایجاد کنم اما چون اندازه گیریم را دیر انجام داده ام، زمانم را از دست داده ام. پس من هفته را انتخاب می کنم. شاید شما فکر کنید سیکل های ده روزه هم می تواند زمان مناسبی باشد. من با ده روز احساس راحتی نمی کنم. به نظرم هفته خیلی طبیعی تر است. در طول یک هفته،‌ شما هم روزهای کاری دارید و هم روزهای تعطیل. یک سیکل تکرار شونده در هر هفته وجود دارد. شما این امکان را دارید که عملکرد هفته ها را با هم مقایسه کنید چون کاملا با هم متجانس و شبیه به هم هستند. اما در سیکل های ده روزه،‌ این تجانس وجود ندارد. در یک ماه، ۴ آخر هفته وجود دارد و شما این ۴ آخر هفته را نمی توانید به صورت مساوی میان ۳ تا ۱۰ روز تقسیم کنید. مگر این که شغلی که دارید، شیفتی باشد. مثلا ۲ هفته روی دکل نفتی هستید و یک هفته آف دارید. یا هر شرایط خاصی که در زندگی و شغلتان دارید که باعث می شود روند روزها و هفته هایتان با چیزی که نرم است، متفاوت باشد.

از کجا بدانیم که عملکردمان چطور بوده؟

آیا از هفته خود استفاده مفیدی می برید؟

شما به دو دلیل می توانید ادعا کنید که استفاده مفیدی از هفته خود کرده اید.

۱- این که از هفته خود لذت برده باشید.

۲- در آن هفته تلاش کرده باشید تا هفته های بعدی بهتر و لذت بخش تری داشته باشید.

هفته افتضاح، هفته ای است که هیچ کدام از این دو اتفاق نیافتد. یعنی هفته ای که نه از آن لذت برده اید و نه کاری کرده اید که هفته های بعدی بهتری داشته باشید.

هفته ایده آل، هفته ای است که هر دوی موارد بالا اتفاق بیفتد. هم از آن لذت برده اید و هم کارهایی انجام داده اید که برایتان نوید هفته بعدی بهتری است.

من هفته هایی را داشته ام که مجبور بوده ام روزانه ۱۴ ساعت کار کنم و ۶ ساعت درس بخوانم و ۲ ساعت بخوابم. ۲ ساعت هم در رفت و آمد باشم. این هفته ها، خیلی هفته های سختی برایم بوده اند و من هیچ لذتی از آن ها نمی بردم. ولی باید این کارها را می کردم تا هفته بعد، پس از امتحان، لذت گرفتن نمره خوب را داشته باشم. و هفته بعد بتوانم در عروسی دوستم که در شهر دیگری بود، شرکت کنم و کاری در شرکت نمانده باشد تا بتوانم از مدیرم درخواست مرخصی کنم.

هفته هایی هم بوده که دلم خواسته به خودم حال بدهم! بروم مسافرت و از زندگی ام لذت ببرم. در این هفته ها معمولا به جز این که هر لحظه اش پر از اتفاقات هیجان انگیز و لذتبخش بوده، برایتم خاطراتی هم به یاد مانده و خیلی چیزها یادگرفته ام و در کل تجربه خوبی داشته ام. گاهی این سفرها باعث تغییراتی در هفته های بعدی من شده، مثلا برای من چند پروژه کاری دربرداشته یا ارتباطاتی شکل داده که می توانم در آینده از آن ها استفاده کنم. اما بعضی وقت ها هم صرفا لذت بردن از روزها را برایم به بار آورده.

هفته هایی هم بوده که این قدر افتضاح بوده که نه از آن ها لذت برده ام و نه توشه ای برای آینده ذخیره کرده ام. اشکالی دارد از این هفته ها داشته باشیم؟ خب نه، همه آدم ها هفته های افتضاح داشته اند. فکر می کنم خیلی از نقاط عطف زندگی آدم ها هم، همین هفته های افتضاح بوده باشد. در مورد من که این طور بوده. اما اگر این هفته های افتضاح زیاد است،‌ اصلا خوب نیست. اگر دیدید الان چند هفته پشت سرهم است که هفته هایتان جزء دسته بندی افتضاح قرار می گیرد،‌ بنشینید با خود فکر کنید که چه چیز باعث شده تمام هفته های شما این طور پیش برود؟ فکر کنید که چه کاری می توانید انجام دهید که عامل به وجود آوردنده را کم رنگ یا حذف کنید؟ اگر آن عامل در کنترل شما نیست و نمی توانید آن را حذف یا کم رنگ کنید، چه کاری می توانید انجام دهید، چه تغییری می توانید انجام دهید که در کنترل شماست و تاثیر آن عامل را خنثی می کند؟

هفته های ایده آل، بهترین هفته ها هستند. از آن هفته هایی که همه چیز در تعادل است. هم تفریحی که دوست داشته ام را داشته ام و هم به کارهایم رسیده ام. من همیشه در پایان این هفته ها، انرژی ام برای هفته بعدی چند برابر است. اما واقعیت این است که خیلی از اوقات، زندگی آن قدر بالا و پایین دارد که باید به همان هفته هایی که یکی از دو عامل را دارید، قناعت کنید.

من برای خودم یک صفحه ای طراحی کرده ام که آن را با شما به اشتراک می گذارم. الان که من این پست را می نویسم، آخر پاییز است. هنوز سه ماه از سال شمسی مانده. اگر تقویم ذهنی تان شمسی است، فرصت خوبی است که از اول دی ماه، شروع کنید به اندازه گیری عملکرد خود. این صفحه را روی یک کاغذ آچهار پرینت کنید و در جایی بگذارید که جلوی چشمتان باشد. این که چطور می خواهید این صفحه را پر کنید، کاملا دست شماست. هر طوری که دوست دارید! برای پر کردن صفحه اعمالتان کاملا آزاد هستید. می توانید در هر روز، یک کلمه یا عبارت کوتاه در باکس مربوط به آن هفته بنویسید و در آخر هفته با توجه به برایند چیزی که نوشته اید،‌ عملکرد خود را بسنجید. یا می توانید در طول هفته کاری به کار این صفحه نداشته باشید و فقط در پایان هفته، هفته را مرور کنید. به هر حال، هر طور که راحت هستید و برای انجامش بهانه  تراشی نمی کنید.  تنها چیزی که پیشنهاد می کنم، این است که عملکرد هر هفته را با استفاده از یک رنگ، مشخص کنید.

رنگ ها چه باشند؟

۱- هفته های ایده آل را سبز کنید.

۲- هفته های تلاش برای هفته های بعدی را آبی کنید.

۳- هفته های لذت بردن را زرد کنید.

۴- هفته های افتضاح را خاکستری کنید.